تقریبا حدود هفت ماه از فرار اشرف غنی رئیس جمهور قبلی میگذرد و طالبان با گرفتن قدرت، آرام آرام با تنفیذ قوانین خودساخته زیر نام تطبیق شریعت، هر روز ابتدایی ترین حقوق مردم افغانستان را سلب میکنند. تجاوز روسیه بر اوکراین نیز مزید بر علت شده و توجه جهانیان به این جنگ معطوف گردیده و طالبان احساس میکنند که اکنون بهترین فرصت برای به زنجیر کشیدن بیشتر مردم افغانستان را در اختیار دارند.
تازهترین اقدام طالبان بستن برنامههای خبری دویچه ویله، بی بی سی فارسی، پشتو و اوزبیکی بر روی مخاطبان در افغانستان بود. طالبان نیک میدانند که خبرگزاریهای داخلی از ترس ارعاب و با فشاری که از سوی آنها وارد میشود، نمیتوانند اخبار و رویدادها را به گونه بیطرفانه و آزاد به مردم برسانند، لهذا با بستن این رسانهها یکبار دیگر نشان دادند که هیچ گونه صدای مخالف را در کشور برنمیتابند و میخواهند عملا سیاستهای استالین، کوریای شمالی و دولتمردان ایران را در افغانستان پیاده نمایند.
خفه کردن صدای دگراندیشان
میتوان در این رابطه به فیضالله جلال استاد دانشگاه کابل و کاظم محسنی استاد دانشگاه اشاره کرد. این دو در برنامههای مختلف تلویزیونهای محلی از سیاستهای سرکوبگرانه و قومگراینه طالبان انتقاد میکردند و از سوی طالبان زندانی شدند، اما پس از رهایی، آنها هرگز در هیچ برنامهای شرکت نکردند و صدای شان را خفه نمودند. بازداشت خبرنگاران، لت و کوب، تحقیر و توهین به امر روزمره در کشور تبدیل شده و براساس آخرین آمارها بیش از نیمی از رسانههای تصویری، شنیداری و چاپی از نشرات باز مانده اند، در این میان بیشترین ضربه کاری را خبرنگاران زن متحمل شده اند. افغانستان تحت سلطه طالبان، نتنها به بزرگترین زندان خبرنگاران، بلکه به بزرگترین زندان مردم افغانستان تبدیل شده است.
چند روز قبل با یکی از معدود خبرنگارانی که از سالهای پیش میشناختم و هنوز در کابل است، تماس گرفتم و در باره کار خبرنگاری و وضعیت آزادی بیان و رسانهها پرسیدم؟ به او قول دادم که نامی از رسانه و خودش در گزارشم نمیبرم، پس از خواهش و تمنا حاضر شد تا با من حرف بزند، اما دو روز بعد از مصاحبه دوباره با من به تماس شد و گفت که:” دست طالبان به شما نمیرسد، اما من و خانواده ام در اینجا هستیم، من تحمل زندان و شلاق طالبان را ندارم، لطفا هیچ نق قولی از من نکن.” از او تشکری کردم و گفتم هیچ موردی از صحبتهایش را منتشر نمیکنم.
به سراغ یکی از دوستان دیگر رفتم که در یکی از رسانههای خصوصی مصروف کار است. به او نیز تعهد دادم که نامی از او و رسانهای که کار میکند، نمیبرم. او میگوید :”اداره امنیت ملی طالبان که توسط تندرو ترین بخش این گروه کنترول میشود، مونوتورینگ برنامههای رسانهها را زیر نظر دارد. معمولا رسانهها برای توازن برنامههای خبری شان، افراد طرفدار طالبان و مخالفان شان را دعوت میکنند، از ان جایی که پس از زندانی و ممنوعالتصویر شدن استاد جلال و استاد کاظمی، کارشناسان دیگر جرآت نمیکنند تا در برنامهها مخالفت شان را با طالبان اعلام کنند و یا طرز حکومتداری شان را زیر سوال ببرد، دیگر حاضر به شرکت در برنامهها نمیشوند. بتازگی طالبان به رسانهها دستور داده تا از گفتگوی ویدیویی با مخالفان شناخته شده در خارج نیز اجتناب کنند و تهدید کرده در صورتی که کارشناسان اصل نظام طالبان را زیر سوال ببرد، مسئولیتش بر عهده گرداننده و رسانه خواهد بود.”
آزادی بیان، فکر و اندیشه در افغانستان زیر سلطه طالبان، واژههای هستند که باید در آرشیو دنبال شان گشت. طالبان با افکار افراطی که از شریعت دارند به هیچ دگر اندیشی اجازه اظهار نظر نمیدهند و فکر میکنند که آزادی بیان و رسانهها فرهنگ غربی است و باید ریشه کن شود و به نظر آنها بهترین نظام، نظامی است که آنها در افغانستان پایهگذاری کردند.
تاریخ نشان داده است که نظامهای دیکتاوری و تک محور چند صباحی دوام میآورد، اما رفتار زشت و غیر انسانی این نظامها هیچ گاهی از ذهن مردم پاک نمیشود.
نورالله رحمانی
Photo by Bermix Studio on Unsplash
