دکتر سیما سمر، فعال حقوق بشر و وزیر پیشین، در گفتوگویی مفصل به یاد قربانیان جنگ در افغانستان و سراسر جهان پرداخت. او پانزدهم آگست را وحشتناک توصیف کرد؛ روزی که به گفته او، نه تنها سرنوشت کشور را تغییر داد، بلکه زندگی میلیونها نفر را نیز تحت تأثیر قرار داد.
در پاسخ به پرسشی درباره چگونگی جمعآوری و مستندسازی این همه اطلاعات، او بر اهمیت ثبت روایتهای شخصی تأکید کرد. به باور خانم سمر، روایت تاریخ تنها کار مورخان یا تحصیلکردگان نیست. هر فردی که واقعهای را تجربه کرده است میتواند و باید آن را ثبت کند؛ خواه با نوشتن، خواه با ضبط صدا یا گفتن آن برای کسی که بتواند مکتوب کند. او افزود که حتی قصه طالبان و چگونگی ورودشان به شهرها نیز بخشی از این تاریخ است که باید برای آیندگان حفظ شود.
وی با اشاره به تلاشهای مکرر برای پاک کردن حافظه جمعی افغانستان گفت: «نمیتوان گذشته را نادیده گرفت و تنها از مردم خواست که فراموش کنند.» خانم سمر معتقد است که بدون یک عذرخواهی رسمی و اذعان به رنج مردم، امکان عبور از گذشته وجود ندارد.
برای روشن کردن اهمیت این موضوع، او به نمونهای از هیروشیما و ناکازاکی اشاره کرد؛ جایی که قربانیان کرهای بمباران اتمی هرگز از سوی عاملان جنگ مورد عذرخواهی قرار نگرفتند و همین فقدان اذعان، زخمی باز بر وجدان آنان باقی گذاشته است.
او تأکید کرد که آسیبهای جنگ تنها محدود به همان نسل نمیشود و اثرات روانی و اجتماعی آن تا نسل دوم و سوم نیز باقی میماند. در افغانستان، به گفته او، مردم بسیاری مجبور به کوچ اجباری، مهاجرت و تحمل تغییرات و توهینهای تحمیلی شدند. همه مسائلی به عذرخواهی و جبران معنوی نیاز دارند.
در بیان تجربه شخصیاش از روز سقوط کابل گفت که در ماه جون به آمریکا برای دیدار خانواده سفر کرده بود و قرار بود در ماه آگست دوباره به افغانستان بازگردد، اما ناگهان با خبر سقوط کابل و فرار رئیسجمهور روبهرو شد و اصلاً باورش نمیکرد. به باور او، اگر اشرف غنی توانایی مدیریت داشت، میتوانست با طالبان وارد مذاکره شود و مردم را بیدفاع در برابر این گروه رها نکند.
به دلیل فعالیتهای او در زمینه مستندسازی اسناد حقوق بشری، از او پرسیده شد که در این روزها، که بسیاری از اسناد و مکتوبها جعل میشوند، مردم عادی چگونه میتوانند صحت یا نادرستی اطلاعات را راستیآزمایی کنند؟ خانم سمر در پاسخ به نقش فناوری اشاره کرد و گفت: «امروز با تکنالوژی موجود میتوان بسیاری از کارها را انجام داد، اما این ابزار میتواند هم به نفع و هم به ضرر جامعه باشد.» او با تأسف از فضای ناسالم بخشی از شبکههای اجتماعی میان افغانها یاد کرد.
او در پاسخ به پرسشی درباره دادخواهی زنان افغان در داخل و خارج کشور، به رفتار دوگانه طالبان اشاره کرد و گفت که این گروه با زنان خارجی در سفرهای تبلیغاتی برخورد محترمانه دارد، در حالی که زنان افغان با محدودیتها و محرومیتهای شدید مواجهاند. او یادآور شد که اکنون بیست میلیون زن و دختر در افغانستان عملاً در «یک زندان بزرگ» زندگی میکنند.
با وجود این شرایط، خانم سمر از مقاومت زنان در چهار سال گذشته بهعنوان نمونهای از شجاعت و امید یاد کرد، مقاومتی که نه تنها در داخل افغانستان بلکه در خارج از کشور نیز جریان دارد و حتی منجر به صدور حکم بازداشت بینالمللی برای رهبران طالبان شده است.
او از سکوت یا همراهی برخی مردان با طالبان یاد کرد. به باورش، محرومیت دختران از تحصیل مسألهای فردی یا خانوادگی نیست، بلکه موضوعی ملی و جهانی است که پیامدهایش کل کشور را بیسواد و آسیبپذیر میکند.
دکتر سمر در پایان، با وجود همه دشواریها، بر امید به آینده تأکید کرد: «هر قدر زمستان سخت باشد، بهار خواهد آمد و گل سرخ در افغانستان خواهد رویید.» او در پایان خواستار تعهد همگانی برای ایستادگی در برابر دیکتاتوری و دفاع از عدالت و مسئولیتپذیری شد.
