هر قطعه از این جواهرات، داستانی دارد؛ داستان زنانی که در سختترین شرایط، هنر را از یاد نبردهاند. آنها با دستان خود از سنگهای اصیل افغانستان چون لاجورد، زمرد و عقیق، نقشهای بینظیری بر نقره و طلا میزنند؛ ترکیبی از سنت و مدرنیته که روح شرقی را در دل اروپا زنده میکند.
در یکی از کوچههای آرام منطقه میته در شهر هامبورگ، فروشگاهی کوچک اما پر از رنگ و زندگی وجود دارد. اینجا جواهرات، شیشههای رنگارنگ و تابلوهای مینیاتور از دوردستترین گوشههای افغانستان آمدهاند تا از رنج، امید و هنر زنان افغان روایت کنند.
پشت این پروژه، حسیب عزیزی، جوان ۲۶ ساله افغان ایستاده است؛ کسی که ده سال پیش به آلمان آمد و پس از گذراندن مسیر تحصیل و کار در بخش لجستیک، تصمیم گرفت پلی میان هنرمندان افغانستان و بازار جهانی باشد. او میگوید: «وقتی تازه به آلمان آمدم، آدمهای زیادی به من کمک کردند. حالا نوبت من است که آن کمکها را به کسانی که واقعاً نیاز دارند، بازگردانم.»
آغاز پروژه عزیزی آرت
در آخرین سال دوره آموزش حرفهای، هر کارآموز باید پروژهای مستقل انجام میداد. حسیب از رئیس بخش خود خواست اجازه دهد این پروژه را با تمرکز بر افغانستان پیش ببرد. پیشنهاد پذیرفته شد، به شرطی که هزینهها از سرمایه شخصی خودش پرداخت شود.
نخستین سفارشها اوایل سال ۲۰۲۱ از افغانستان به آلمان رسید که شامل جعبههایی پر از آثار هنری ساختهشده از چوب و شیشه مانند میز، الماری و وسایل تزئینی بود. اما با بازگشت طالبان در میانه همان سال، واردات این محصولات متوقف شد. حسیب کارش را در بخش لجستیک ادامه داد، اما فکر افغانستان و هنرمندانش از ذهنش بیرون نمیرفت.
تولد دوباره ایده
پس از وقفهای کوتاه، وضعیت دشوار زنان هنرمند افغان بار دیگر الهامبخش حسیب شد. او میگوید: «میخواستم کاری انجام دهم که هم به هنرمندان افغان کمک کنم و هم فرهنگ و هنر کشورم را به مردم آلمان معرفی کنم.» حدود یک سال پیش، او تصمیم گرفت پروژه تازهای را آغاز کند که زندگی زنان هنرمند افغان را در داخل کشور آسانتر بسازد.
حسیب با گروههای مختلفی از هنرمندان در تماس بود و میدانست چه نوع آثار سنتی میتواند در بازار اروپا جایگاه پیدا کند. نتیجه، آغاز رسمی پروژه «عزیزی آرت» بود.
در حال حاضر، سه گروه از زنان هنرمند در افغانستان برای این پروژه کار میکنند. در هر گروه هشت تا ده زن مشغول ساخت جواهرات دستسازند. بیشترشان زنان جوانی هستند که همسران خود را از دست دادهاند و تنها نانآور خانوادهاند.
شیشهگری سنتی از هرات تا هامبورگ
در کنار جواهرات، آثار شیشهای رنگارنگ از هرات نیز بخشی از این پروژه است. حسیب میگوید: «این اشیای شیشهای در هرات تولید میشوند. فقط یک خانواده در سراسر افغانستان هنوز این هنر را ادامه میدهد. من خواستم این هنر از بین نرود و با آوردن محصولاتشان به آلمان، از تداوم آن حمایت کنم.»
در این فروشگاه، علاوه بر جواهرات و شیشهها، تابلوهای کالیگرافی، مینیاتور و نقاشی نیز دیده میشود؛ آثاری که هنرمندان افغان در شرایط سخت و با کمترین امکانات خلق میکنند. به گفته حسیب، هر قطعه از این آثار، حاصل هفتهها تلاش و دقت است.
مسیر دشوار هنر از افغانستان تا اروپا
آثار شیشهای ابتدا در هرات تولید میشوند، سپس از طریق مسیر زمینی به کابل منتقل و از آنجا بهصورت هوایی به آلمان فرستاده میشوند. به گفته حسیب، فروش این آثار از سه طریق انجام میشود: فروشگاه کوچک در مرکز هامبورگ، فروشگاه آنلاین برای آلمان، اروپا و جهان، و همچنین شرکت در نمایشگاههای هنری مانند NORDSTIL Messe در هامبورگ و رویدادهای هنری در مونیخ، نوردراشتِت و هایدلبرگ.
با وجود این، مسیر رسیدن این آثار ساده نیست و هزینههای گمرک در هر دو کشور، همراه با دشواری حملونقل، از چالشهای اصلی پروژه محسوب میشوند.
با وجود همه این دشواریها، حسیب پروژهاش را با سرمایه شخصی خود پیش برده است. او تاکنون حدود ۴۰ هزار یورو سرمایهگذاری کرده، اما درآمدش در یک سال گذشته کمتر از ۱۰ هزار یورو بوده است.
با این حال میگوید: «هدف من پولدار شدن نیست. هدفم این است که زنانی را که با شجاعت در شرایط دشوار کار میکنند، حمایت کنم.»
واکنش مشتریان و ارزش واقعی آثار
به گفته حسیب، مشتریان آلمانی همیشه با دیدن این آثار شگفتزده میشوند: «وقتی توضیح میدهم که این آثار ساخته دستِ زنان افغانستان است، بسیاری از مردم باور نمیکنند. برایشان جالب است که در کشوری که مدام خبر جنگ و محرومیت از آن میشنوند، چنین هنر ظریف و زندهای وجود دارد.»
او باور دارد که ارزش این آثار تنها در زیباییشان نیست، بلکه در داستانهایی است که پشت هر قطعه نهفته است؛ داستان زنانی که با امید و پشتکار در تاریکی روزگار، نوری در دل زندگی میتراشند.
برای دیدن عکسهای بیشتر ورق بزنید!
تاثیر پروژه بر زندگی زنان هنرمند
در یک سال گذشته، همکاری با حسیب تغییر چشمگیری در زندگی این زنان ایجاد کرده است. حسیب میگوید: «هر بار من بین چهار تا شش هزار یورو از کارهای آنها سفارش میدهم. در افغانستان بازار چندانی برای این آثار نیست، اما در اینجا هر خرید به معنای امید تازه برای یک خانواده است.»
او به آینده این پروژه امیدوار است و ادامه میدهد: «میخواهم کارگاههای آموزشی در افغانستان ایجاد کنم تا زنان بتوانند هنرهای مختلف مانند جواهرسازی، خیاطی و قالیبافی را یاد بگیرند و از آن درآمد داشته باشند.» او میخواهد دورههایی شبیه آموزش حرفهای در آلمان راهاندازی کند، که هنرجو در کنار یادگیری، درآمد هم داشته باشد.
حسیب با لبخند میگوید: «باید به خودتان باور داشته باشید. مهم نیست دیگران دربارهتان چه فکر میکنند، مهم این است که خودتان خود را باور کنید. همین باور بود که مرا تا اینجا رساند.»
متن و عکس: نیلاب لنگر
