Foto: Canva
04/04/2026

راهنمایی شغلی (Jobcoaching)؛ برنامه‌ای برای ادغام یا یک الزام اداری؟

راهنمایی شغلی (Jobcoaching)  یکی از برنامه‌های مهم جابسنتر در آلمان است که با هدف کمک به مهاجران برای ورود به بازار کار ارائه می‌شود. بسیاری از مهاجران از طریق Gutschein (AVGS) به این دوره‌ها معرفی می‌شوند و در برخی موارد، شرکت در آن برای ادامه دریافت حمایت‌ها ضروری است. با این حال، تجربه شرکت‌کنندگان نشان می‌دهد که نگاه‌ها به این برنامه یکسان نیست و در کنار اهداف رسمی، انتقادهایی نیز درباره کیفیت و کارایی آن مطرح می‌شود.

در ادامه، گزارشی را می‌خوانید که با ارائه داده‌های Bundesagentur für Arbeit، و همچنین مصاحبه با دو تن از شرکت‌کنندگان این برنامه و یک مربی تهیه شده است. اگر شما هم تجربه‌ای در این زمینه دارید، می‌توانید آن را با ما شریک کنید.

پاسخ نهاد Bundesagentur für Arbeit

در پاسخ به سوالات این گزارش، Bundesagentur für Arbeit اعلام کرده است که برنامه‌های راهنمایی شغلی بخشی از سیاست‌های فعال بازار کار در آلمان هستند و هدف آن‌ها افزایش شانس ورود افراد، به‌ویژه مهاجران، به بازار کار است. بر اساس داده‌های این نهاد، در سال‌های ۲۰۲۳، ۲۰۲۴ و تا نوامبر ۲۰۲۵، شمار قابل توجهی از افراد از کشورهای اصلی پناهندگی و همچنین اوکراین در این برنامه‌ها شرکت کرده‌اند.

به گفته این نهاد، محتوای این برنامه‌ها شامل مشاوره فردی، تحلیل توانایی‌ها، کمک به تهیه مدارک کاری مانند CV، آموزش روش‌های جستجوی شغل و آمادگی برای مصاحبه است. این خدمات به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که بتوانند برای طیف وسیعی از افراد با پیشینه‌های مختلف قابل استفاده باشند. همچنین تأکید شده است که این برنامه‌ها اغلب بر اساس نیازهای بازار کار تنظیم می‌شوند و هدف آن‌ها هدایت افراد به سمت مشاغلی است که تقاضای بیشتری دارند.

در عین حال، ساختار این برنامه‌ها به‌گونه‌ای است که نتایج آن باید قابل ارزیابی و اندازه‌گیری باشد، موضوعی که بر نوع خدمات ارائه‌شده نیز تأثیر می‌گذارد. این نهاد تأکید می‌کند که راهنمایی شغلی یکی از ابزارهای کلیدی برای ادغام پایدار در بازار کار است، اما موفقیت آن به همکاری فعال شرکت‌کنندگان نیز وابسته است.

محدودیت‌ها و واقعیت‌های سیستم

Marco Buske ، مربی شغلی با سابقه در مدیریت منابع انسانی، می‌گوید هدف این برنامه‌ها معمولاً از سوی جابسنتر تعیین می‌شود و بیشتر بر نوشتن مدارک، جستجوی کار و گاهی تغییر مسیر شغلی تمرکز دارد. به گفته او، این اهداف باید واقع‌بینانه باشند و بر اساس نیاز بازار کار تعریف شوند. او تأکید می‌کند که زبان نقش تعیین‌کننده‌ای دارد و در بسیاری موارد سطح مورد انتظار کارفرمایان حتی بالاتر از B2 است.

او همچنین توضیح می‌دهد که به دلیل نیاز سیستم به نتایج قابل اندازه‌گیری، تمرکز زیادی بر موضوعاتی مانند نوشتن CV وجود دارد. به گفته او، کوتاه بودن دوره‌ها که معمولاً حدود هشت هفته است، یکی از چالش‌های اصلی است، زیرا تا زمانی که روند کاری شکل بگیرد، دوره به پایان می‌رسد. او به مشکلاتی مانند ضعف زبان، کمبود انگیزه و حتی نوعی تبعیض سنی در بازار کار نیز اشاره می‌کند و معتقد است که موفقیت این برنامه‌ها تا حد زیادی به تلاش خود افراد وابسته است.

نارضایتی از محتوای ابتدایی

بهشته، مهاجری از افغانستان که سه سال است در برلین زندگی می‌کند، این برنامه را به پیشنهاد جابسنتر و برای تصمیم‌گیری درباره آینده شغلی‌اش آغاز کرده است. با این حال، تجربه او با انتظارش متفاوت بوده است. او می‌گوید این دوره برایش چندان مفید نبوده و بیشتر مطالب در سطح ابتدایی ارائه شده است. به گفته او، موضوعاتی مانند روش‌های جستجوی کار و استفاده از پلتفرم‌ها مطرح شده، اما چیز جدیدی یاد نگرفته است.

او همچنین اشاره می‌کند که تنها بخش مفید این دوره، اصلاح CV او بوده که آن هم به دلیل گروهی بودن کلاس‌ها حدود یک ماه زمان برده است.

خلا هماهنگی میان مربی و جابسنتر

مصطفی، مهاجری با سطح زبان B1 که دو سال است در برلین زندگی می‌کند، تجربه متفاوتی دارد. او می‌گوید با وجود تمایل به ادامه یادگیری زبان، جابسنتر او را به شرکت در این برنامه هدایت کرده است. دوره او سه ماه طول کشیده و به‌صورت انفرادی برگزار شده، که به گفته او نسبت به کلاس‌های گروهی مؤثرتر بوده است.

با این حال، او معتقد است که این برنامه در پیدا کردن مسیر شغلی برایش نقش تعیین‌کننده‌ای نداشته است و تنها فایده آن را تمرین زبان آلمانی می‌داند. او همچنین به نبود هماهنگی میان مربی و جابسنتر اشاره می‌کند و می‌گوید پیشنهاد مربی برای شروع آوسبیلدونگ از سوی جابسنتر پذیرفته نشده است.

نیاز به بازنگری در اجرا

در مجموع، راهنمایی شغلی از دید نهادهای دولتی ابزاری مهم برای ادغام مهاجران در بازار کار محسوب می‌شود، اما تجربه شرکت‌کنندگان نشان می‌دهد که این برنامه در عمل با چالش‌هایی همراه است. تمرکز بر موضوعات ابتدایی، محدودیت زمانی، تفاوت میان انتظارات و واقعیت، و همچنین نبود هماهنگی کامل میان جابسنتر و مراکز ارائه‌دهنده، از جمله مهم‌ترین این چالش‌ها هستند. این گزارش نشان می‌دهد که برای افزایش کارایی این برنامه‌ها، نیاز به انعطاف بیشتر، توجه به شرایط فردی و هماهنگی بهتر میان همه طرف‌ها وجود دارد.

زهرا نظری

Foto: Canva

Amal, Berlin!
Privacy Overview

This website uses cookies so that we can provide you with the best user experience possible. Cookie information is stored in your browser and performs functions such as recognising you when you return to our website and helping our team to understand which sections of the website you find most interesting and useful.