دقیقا دوهفته پیش، در مراسم اولین افطار در ماه رمضان که توسط کنگره گفتگوی بین مذاهب یا (fidevorg) با همکاری انجمن دانشجویان کلیسای پروتستان فرانکفورت، انجمن دانشگاه کاتولیک فرانکفورت، انجمن همکاری مسیحی، یهودی فرانکفورت و جامعه مسلمانان که متشکل از دانشجویان، اساتید، فعالین رسانهای و فعالین نهادهای جامعهمدنی بود،اشتراک کردم. همه در گروههای کوچک دور یکمیز کنار هم نشستیم و از بحثهای سازنده در مورد دین گرفته تا، آشنائی با هم و از روانشناسی وجودیمان گرفته تا دستور پُخت حلوا حرف زدیم.

Fotos: Parwiz Rahimi/Amal News
شعار این برنامه: افکار باز، ذهن جستجوگر و احساس پذیرفتن !
برای منی که تجربه متفاوتی از رمضان و افطار در کشور خودم داشتم، نوعیت این افطار، فراهم بودن فضای گفتگو و اظهارنظر و حتی پرسش در مورد چرایی روزهداری و… بسیار جالب، آرامشبخش و در همین حال قابل تآمل بود.
یادم میآید، شاید ۲۲ سال پیش، ایام روزه داری در بسیاری از ولایات ( استانهای) افغانستان به نوعی با همگرایی و مهماننوازی همراه بود، البته کودکان کار در خیابانها، افراد تهیدست و سالمندان در اینماه، اندکی بیشتر از حد معمول به نانی میرسیدند و مردم بخشندهتر، این اقشار آسیبپذیر را مساعدت میکردند. چیزی که شاید بخاطر وضعیت اقتصادی و شرایط خاص زندگی در افغانستان منطقی به نظر برسد.
هر چند اقشار آسیبپذیر در افغانستان، در درازنای تاریخ مورد کم لطفی حکومتها قرار گرفتند و تنها، همین مردم عادی و همسایه و کسبه بازار بودند که جور قشرآسیب پذیر اجتماع را هم کشیدند و به قولی سفرهشان را بزرگتر پهن کردند.
تفاوت میان ایام روزهداری در افغانستان و آلمان:
با این گریز، دوباره به فرانکفورت برمیگردیم. در زمینه تفاوت های روزه داری در افغانستان و آلمان، سراغ یکی از دوستانم رفتم. محمد نصیر ایمان نیازی از چهار سال است با خانواده سه نفرهاش، در آلمان زندگی میکند. او در حال حاضر مشغول فراگیری زبان است و هم زمان دانشجوی دوره فوق لیسانس در رشته هنر در یکی از دانشگاههای هنر و دیزاین آلمان است.

Foto: Privat /Niazi
به گفته نیازی: ” در افغانستان، رمضان یک فضای جمعی است؛ شهر بوی انتظار میدهد. سفرهها سادهتر میشود، اما دلها نزدیکتر. صدای اذان مثل نخ نامرئی، مردم را به هم وصل میکند. حتی در میان دشواریهای اقتصادی و ناامنی، مردم تلاش میکنند دست همدیگر را بگیرند؛ هرچند دستهای زیادی خالی است ” . ” اما در آلمان، رمضان بیشتر در سکوت میگذرد. خیابانها با همان ریتم همیشگی ادامه دارند. کسی منتظر اذان نیست و زندگی عمومی تغیر نمیکند. اینجا روزهداری یک انتخاب آگاهانه و فردی است، نه یک عادت جمعی. شاید همین تنهایی، ایمان را صادقتر میکند “.
محیط آموزشی یا کار و برخورد اطرافیان در اینماه:
پرسیدم: آیا در رفتار اساتید، همکلاسیها و یا دوستانتان که روزه نمیگیرند تفاوتی احساس کردید ؟ مثلا هوایتان را داشته باشند، یا زودتر اجازه دهند، خانه بروید ؟
او افزود: ” در سالهای گذشته، در جریان رمضان، تجربهای شبیه یک سفر تحقیقی کوتاه با اساتید و همکلاسیهایی از کشورهای مختلف ـ بهویژه دوستان آلمانیام ـ داشتم. در روزهای نخست، بسیاری از آنها نمیدانستند که من روزه هستم. وقتی متوجه شدند، برخی رفتار بسیار ظریفی نشان دادند. برخی وقتی متوجه میشدند؛ در مقابل من آب یا غذا خوردهاند، با احترام عذرخواهی میکردند. حتی بعضیها تلاش میکردند در حضور من چیزی نخورند یا ننوشند”.
حس زیبای همدلی در کنار قبولکردن تفاوتها:
نیازی به این باور است که: ” شاید این رفتار در ظاهر ساده باشد، اما برای من معنای عمیقی داشت. احساس میکردم دیده میشوم؛ باورم محترم شمرده میشود. اینکه یک همکلاسی یا استاد غیرمسلمان، فقط از سر احترام مکث کند و بگوید «ببخشید، نمیدانستم روزه هستی»، حس زیبایی از همدلی و انسانیت ایجاد میکرد”. ” در همین حال، برخی دیگر کاملاً بیتفاوت بودند؛ با آسودگی غذا میخوردند و مینوشیدند. من این را هم بخشی از واقعیت جامعهای میدانم که بر فردیت استوار است. در نهایت، رمضان برای من تمرین صبر و دروننگری است، نه مطالبه امتیاز از دیگران”.
گفتوگوی میان فرهنگها:

©Parwiz Rahimi
پرسیدم: آیا تا حال در مراسم افطاری که توسط دوستان غیر مسلمان برنامهریزی شده شرکت کرده و تجربهاش چگونه بوده؟
نیازی این چنین افزود: ” چند بار در افطاریهایی شرکت کردم که توسط دوستان غیرمسلمانم برنامهریزی شده بود. آن شبها، سفره فقط محل غذا نبود؛ محل گفتوگو بود. از فلسفه روزه پرسیدند، از معنای امساک، از اینکه چرا انسانی آگاهانه از نیازهای ابتدایی خود میگذرد؛ و من از کنترل نَفس گفتم، از همدلی، از یادآوری رنج دیگران”.
پرسیدم: اشتراک در جشنهای مذهبی یا بزرگداشتها، مثلا عید، ایام عید پاک، ایام کریسمس و… چقدر میتواند زمینه تبادل نظر و مفاهیم جدید در زمینه ادیان یا باورها را مهیا کند ؟
او ادامه داد: ” تجربه حضور در مناسبتهایی چون کریسمس یا دیگر جشنهای مذهبی، را نیز داشته. به باور او: این فرصتی برای شناخت متقابل فراهم میکند. جهان امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند گفتوگوست؛ نه برای یکی شدن، بلکه برای فهمیدن یکدیگر”.
پیام رمضان: تغیر نه مقطعی، بلکه درازمدت:
پرسیدم: پیاماش برای روزه داران چیست؟ چه رفتاریهایی را بهتر است در این ماه تمرین کنند و از چه مواردی باید پرهیز کرد؟
او در این باره افزود: ” اگر رمضان قرار است ما را تغییر دهد، این تغییر باید در رفتار ما دیده شود. کمتر خشم، کمتر قضاوت، کمتر خودبرحقپنداری. و در مقابل بیشتر مهربانی، بیشتر مسئولیت، بیشتر توجه به کسانی که صدایشان کمتر شنیده میشود”.
او به زیبایی توضیح داد که: ” روزه زمانی معنا پیدا میکند که بعد از افطار هم ادامه داشته باشد؛ در عدالت، در همدلی، و در ایستادن کنار انسانهایی که سهمشان از جهان کمتر از حقشان بوده است “.
در ادامه افزود: “رمضان به من یادآوری میکند که گرسنگی میتواند انتخاب باشد، اما برای بسیاری، تحمیل است. این تفاوت، در من حس مسئولیت ایجاد میکند؛ مسئولیتی فراتر از عبادت فردی. با آرزوی قبولی طاعات و با امید به روزی که هیچ کودکی در هیچ سرزمینی، از سر اجبار گرسنه نخوابد”.
نویسنده و طرح سوالات: پرویز رحیمی
