پانوراما

روز کارگر در برلین: رقص و پارتی به جای تظاهرات

چهار شنبه ۲ می ۲۰۱۸

جشن و پارتی، آبجو و علف: مراسم روز کارگر در برلین دیروز بیش از هر چیز صحنه رقص و پارتی بود. تظاهرات روز کارگر به کوتاه‌ترین تظاهرات در تاریخ برلین تبدیل شد و تنها کمی بیشتر از یک ساعت طول کشید.

سال‌هاست که مراسم روز کارگر در برلین پیش از هر چیز به صحنه جشن بدل شده است. خیابان‌ها پر است از جوانانی که با لباس‌های پارتی و مشروب در دست در خیابان‌های محله کرویزبرگ، همان جایی که از قدیم شاهد بزرگ‌ترین تظاهرات‌های مربوط به روز کارگر بوده است، راه می‌افتند. همه جا پر از موسیقی و بوی علف می‌شود. روز کارگر، بازار مشروب‌فروشی در این منطقه پررونق می‌شود. منطقه کرویزبرگِ برلین محله‌ای‌ست که سابقا بخش اصلی ساکنان آن را کارگران ترک‌تبار و خانواده‌هایشان تشکیل می‌دادند.

در میان انبوه دانشجویان و پارتی‌دوستانی که کمتر دغدغه حقوق کارگران آن‌ها را به خیابان کشانده، میشائیل و دنیس از معدود کارگرانی هستند که در این روز در مراسم روز کارگر حضور دارند. میشائیل ۲۹ ساله است و در یک انبار اغذیه‌فروشی سرکارگر است. کارش تمام وقت است و در روز اول ماه می که مصادف با روز گارگر است هم باید کار می‌کرده، از این رو نتوانسته به تظاهرات بیاید. اما در نهایت همراه با دنیس توانسته‌اند خودشان را برای پارتی به خیابان‌ها برسانند.

در تظاهرات روز کارگر امسال در حدود ۷ هزار نفر شرکت کردند که در مقایسه با سال پیش ریزش ۳ هزار نفری تظاهرکنندگان را نشان می‌دهد. بر اساس آمارهای رسمی دولتی و پلیس درگیری‌ها نیز در این روز به مراتب کمتر از سال‌های پیش بوده است.

دنیس هم مانند میشائیل کارگر است و در حالی که مشغول پیچیدن سیگار دست‌ساز مخلوط با ماریجواناست، توضیح می‌دهد که در اداره‌پست در بخش بسته‌بندی، جابجایی و بار زدنِ بسته‌های پستی کار می‌کند. دنیس۳۰ ساله است و تاکنون هیچ دوست‌دختری در زندگی‌اش نداشته. امروز به مراسم روز کارگر آمده تا در کنار علف ‌و آبجو، بختش را هم امتحانی کرده باشد.

آیا خواسته و دغدغه‌ای هم در این روز به عنوان کارگر دارند؟ نمی‌دانند. میشائیل یک قلپ از آبجوی ارزان‌قیمتش Berliner Pilsner که از تولیدات کارخانه‌ای واقع در برلین است، سر می‌کشد، با صدای بلند می‌خندند و می‌گویند که علف و آبجو نمی‌گذارد کله‌اش خوب کار کند: دنیس که دوست‌دختر می‌خواهد و او هم شاید فردا درباره خواسته‌اش فکر کند.

روز به پایان رسیده اما جشن و پایکوبی در خیابان‌ها هنوز ادامه دارد. نیروهای پلیس در کل منطقه کرویزبرگ حاضرند و با خودروهایشان برخی از خیابان‌ها را مسدود کرده‌اند. خیابان‌ها غرق در زباله و قوطی‌های مشروب و نوشیدنی‌ست. دنیس در حالی که سیگار آخرش را با ته کفش خاموش می‌کند، اطمینان‌خاطر می‌دهد که فردا همه زباله‌ها جمع‌آوری خواهند شد. شاید تا آن موقع اثر آبجو و علف هم از سر او پریده باشد.

متن و تصویر: نگین بهکام