خاموشی اینترنت و تلفن در ایران وارد پنجمین روز خود شده است. مردم ایران در دومین هفته اعتراضات سراسری خود بهطور کامل ایزوله شدهاند و هیچ راه ارتباطی به خارج ندارند. تنها تعداد اندکی که به اینترنت استارلینگ دسترسی دارند، میتوانند پیامها و تصاویری به خارج از کشور بفرستند. این پیامها آنقدر کم و کوتاه هستند که تنها اشارههایی تند و گذرا به عمق فاجعه میکنند.
این اولینبار نیست که رژیم جمهوری اسلامی از سلاح «خاموشی» استفاده میکند تا از ایران زندانی برای شهروندانش بسازد. در این زندان تا جایی که بتواند مردم را قتل عام میکند و میلیونها نفر را عزادار. تا صبح امروز، ۱۲ ژانویه، شمار رسمی کشتهشدگان اندکی بیش از ۵۰۰ نفر بود. حوالی ظهر «بنیاد نرگس» اعلام کرد که دستکم بیش از ۲ هزار نفر به قتل رسیدهاند. ساعاتی بعد شاهدی عینی از ایران در تماس با رسانه «توانا» گفت: «ما مردم ایران خیلی تحت فشار هستیم. براساس اطلاعاتی که به خاطر شغلم از مراکز نظامی دارم، تعداد کشتهها در روزهای پنجشنبه و جمعه حدود ۸۰ هزار نفر بوده است.» این شهروند از کشتار کور در کوچهها و خیابانها خبر داد.
ایرانیهای مهاجر پنج روز است که تلاش میکنند با خانوادهها، دوستان و نزدیکانشان در شهرهای گوناگون تماس بگیرند، اما موفق نمیشوند. تماس حتی از طریق تلفنهای ثابت خانه امکانپذیر نیست.
خانم صدرایی یکی از مهاجرین ایرانی است که در برلین زندگی میکند. در پاسخ به این پرسش که آخرینبار چه زمانی با خانوادهاش تماس داشته، میگوید:
«من اهل رشت هستم. در آخرین تماسی که با خانواده داشتم گفتند «شهر خیلی شلوغ است و همه جا بوی باروت میآید. اینترنت ضعیف شده و بهزودی قطع میشود. نگران ما نباشید. مردم همه در خیابانها هستند و دارد تیراندازی میشود.» از آن موقع به بعد هیچ اطلاعی از خانواده ندارم. فقط شنیدهام که آمار کُشتهها در گیلان و مخصوصا رشت خیلی بالاست. شنیدهام که هفتصد میلیون پول گلوله میگیرند که جنازهها را تحویل خانوادهها بدهند. از آن موقع تا بهحال شب و روز ندارم و نمیتوانم بخوابم. هر لحظه منتظرم که خبری بشنوم.
مسئله صرفا خانواده من نیست. میدانم که در بقیه شهرها مثل اصفهان، شیراز، تهران، جنوب، کردستان و همه جای ایران همینطور است. مسئله این است که مردم در خیابان هستند و دارند میجنگند؛ هم ترس دارند، هم امید. امید به اینکه تغییری ایجاد شود و ترس از اینکه هرج و مرج درست شود، خارجیها دخالت کنند و وضعیت از چیزی که هست بدتر شود. جمهوری اسلامی وحشیانهتر از پیش همه جا را خاموش کرده و با سلاح سنگین به مردم حمله میکند که هیچ کس خبردار نشود.»
میپرسم که خواستهاش از دولتها و جامعه جهانی چیست. میگوید:
«اینها تنها کاری که میتوانند انجام دهند این است که به جمهوری اسلامی فشار بیاورند. اینترنت در اختیار مردم بگذارند و فشار بیاورند که زندانیان سیاسی را آزاد کند.»
امیر مهاجر ایرانی دیگری است که در تظاهرات روز یکشنبه، مقابل دروازه برندنبورگ، شرکت کرده است. میگوید:
«قطع اینترنت در ایران کاری است که رژیم جمهوری اسلامی همیشه میکند که رابطه ایرانیان داخل کشور با دنیای خارج از مرز قطع شود و صدایشان شنیده نشود، اما هرگز موفق نبوده است. ایرانیان همیشه هر طور که توانستهاند صدای خودشان را به خارج از مرزها رساندهاند.
بسیار متاسفم که در این شرایط نمیتوانم در ایران باشم و دوشادوش مردم و هموطنانم مبارزه کنم. اینجا کمترین کاری که میتوانم انجام دهم این است که به تظاهرات بیایم. اتحاد و مبارزه رمز پیروزی ماست. بهتر است یکدیگر را باوجود تفاوت در دیدگاه سیاسی، تحمل کنیم و متحد شویم چون یک هدف مشترک داریم و آن هم سرنگونی جمهوری اسلامی است.»
اینکه مردم ایران در سکوت خبری به سر میبرند و راهی برای فرار ندارند نشانه ضعف حکومت است. حکومتی که با اعمال فشار، سرکوب و قتل عام مردمش آشکارا اعلام میکند که توانایی اداره کشور را ندارد. حکومتی که نمیتواند با مردمش گفتوگو کند و مخالفینش را برنمیتابد. سکوت جامعه جهانی سبب میشود که رژیم ایران به کشتن جانهای بیگناه ادامه دهد. در چنین شرایطی سکوت یعنی همکاری با ظالم.
ایرانیان مهاجر روزهاست چشم به تلفنهای همراهشان دوختهاند تا شاید خبری از عزیزانشان دریافت کنند…
نوشته مریم مردانی
