از بین مهاجرانی که در پایتخت چند فرهنگهی آلمان زندگی میکنند، شاید افراد کمتری به شغل «راهنمای تور» مشغول باشند. شغلی که سواد تاریخی زیادی میطلبد و علاقه به جستوجو در اسناد و مدارک موجود برای کشف گذشتهای که دیگر نیست در آن اهمیت دارد. محمد مهاجری ایرانی است که حدود ده سال است در برلین زندگی میکند. او از آغاز سال گذشته در روزهای آخرهفته تورهای «مسیر پارسی در برلین» و «پارسیها، دیوار و جنگ سرد» را برگزار میکند. با او در تور مسیر پارسی دیدار و گفتوگو میکنم.
چند سال است که راهنمای تور هستید و ایدهی تور برلین چگونه شکل گرفت؟
در ایران برای مسافران آلمانیزبان تور برگزار میکردم. راهنمای تور کار ثابت من نبود و تنها به عنوان کار جانبی انجام میدادم. بعد از مهاجرت به آلمان هم ارتباط خودم را با حوزهی گردشگری حفظ کردم. اوایل در برلین دوستانی را که اینجا سفر میکردند همراهی میکردم و اماکن تاریخی را به آنها نشان میدادم. بعد از مدتی این کار را بیشتر انجام دادم.
جایی به نوشتههای ناصرالدینشاه در برلین برخوردم. او برلین را از نزدیک دیده بود. برایم خیلی جالب بود بدانم که کجای برلین رفت و آمد داشته و دربارهی اینجا چگونه فکر میکرده. اول فکر کردم که تور ناصری یا ناصرالدین شاهی را در برلین برگزار کنم.

از سوی دیگر، برلین یک شهر چندملیتی است. بیش از صد ملیت اینجا زندگی میکنند و ردپای آنها در شهر دیده میشود. در محلههای مرکزی برلین که قدم میزنم گاهی آثاری را میبینیم که به ایران مربوط میشوند. چیزهایی که مخصوصا برای مخاطبان آلمانی چندان شناختهشده نیستند. درنهایت این ایده به ذهنم رسید که توری را در مورد مسیر پارسی در برلین برگزار کنم.
چرا مسیر پارسی و نه مسیر ایرانی؟
کلمه «پارسی» پیشینه تاریخی فرهنگی هنری دارد. ایران اما اسم جدیدتر آن است. گرچه در کتیبهها نام ایران از زمان هخامنشیان وجود داشته، ولی در دوران معاصر اسم ایران بیشتر به اتفاقهای اخیر و مدرنتر گره خورده است. فکر میکنم کلمهی «پارس» بیشتر تاریخ و فرهنگ کهن ایران را به ذهن متبادر میکند. مسیرهایی که در این تور از آنها عبور میکنیم به تاریخی دور برمیگردند. به همین دلیل از نام پارسی استفاده کردهام.
تورهای شما معمولا به زبان آلمانی برگزار میشوند. استقبال آلمانیها چگونه بوده است؟
در حال حاضر دو تور برگزار میکنم: یکی تور دیوار برلین که با ردپای ایران در دیوار روبهرو هستیم. تور دیگر در جزیره موزههاست که در آن جنبههای بیشتری را در نظر میگیرم مثل تاریخ باستان، دوره اسلامی و سایر دورهها.
راستش برایم زیاد فرقی نمیکرد که مخاطبم چه کسی باشد. بیشتر میخواستم تور را معرفی کنم. ایرانیها کمتر در چنین تورهایی شرکت میکنند و به همین خاطر تمرکزم را روی تورهای آلمانیزبان گذاشتم. اما اگر کسانی علاقهمند باشند که تور را برایشان به زبان فارسی برگزار کنم حتما این کار را انجام میدهم.
استقبال آلمانیها تاکنون خوب بوده. بیشتر کسانی که شرکت میکنند به نوعی با ایران ارتباط دارند؛ مثلا یکی از اعضای خانوادهشان ایرانی است. همچنین کسانی که آخرهفته میخواهند در یک رویداد فرهنگی شرکت کنند و دنبال سرگرمی میگردند. این سبک از تورها در فرهنگ آلمانی مرسوم و محبوب است. در جامعه فارسیزبانان کمتر دیدهام که به این سبک از کار علاقه نشان دهند.

آیا در آلمان برای ورود به شغل راهنمای تور پیشزمینهی خاصی مورد نیاز است؟
برای این شغل لازم است که به تاریخ، هنر و فرهنگ علاقه داشته باشید؛ در غیر این صورت، نمیتوانید وارد این کار شوید. در آلمان نیاز به مجوز یا گذراندن دوره تخصصی ندارید. دورههای آموزشی راهنمای تور وجود دارد، اما اگر کسی نگذرانده باشد هم مشکلی پیش نمیآید. کافی است که کارتان را در اداره دارایی معرفی کنید.
کدام یکی از نکات مربوط به ایران برای شما به عنوان راهنمای تور جذاب بوده است؟
برای این تور اطلاعات را در طول زمان و بهتدریج جمعآوری کردم. سیر تکاملی داشته و در هر لحظهاش احساس بسیار خوبی داشتم. گاهی نیز پیش میآمد که شرکتکنندهها داستانهایی را برایم تعریف میکردند. کشف داستان پشت تکتک موضوعاتی که پیدا کردهام و اشیایی که اینجا دیدهام برایم شگفتانگیز بوده است. هدف من از این تورها این است که داستان پس و پشت اشیا و آدمها را روایت کنم. اشیا هم مثل آدمها مهاجرت میکنند. اشیائی که در موزهها میبینیم یا کتابهایی که در قفسهها جا خوش کردهاند، بهطور تصادفی اینجا نیامدهاند. مهاجرت هر یک از آنها داستان منحصربهفردی دارد که بسیار جذاب است. من داستان مهاجرت اشیا را روایت میکنم.
گفتوگویی از مریم مردانی
Photos: Maryam Mardani
