Bild: Privat
23/05/2025

اول همه‌چیز سخت به‌نظر می‌رسد اما به‌زودی درست می‌شود؛ گفت‌وگو با یک دانش‌آموز مهاجر

در سال‌های گذشته صدای نوجوانان و کودکان مهاجر کمتر شنیده شده است. شاید چون بیشتر تمرکز بر بزرگسالان و چالش‌های پیشِ روی آن‌ها بوده است. اما دانش‌آموزانی که به دلیل مهاجرت، مدرسه و دوستان خود را ترک کرده‌اند و به کشوری دیگر آمده‌اند، چالش‌ها و امیدهای خود را دارند. در نوشتار پیش‌ِ رو با  کوروش، نوجوان ایرانی که بیش از پنج سال است با خانواده‌اش به آلمان مهاجرت کرده، گفت‌وگو می‌کنم.

کوروش اکنون در کلاس هشتم درس می‌خواند و علاوه‌بر درس و مدرسه به علاقه شخصی‌اش که نقاشی است، توجه زیادی دارد. او در این پنج سال زبان آلمانی را به خوبی یاد گرفته، تلاش کرده جامعه و فرهنگ جدید را بشناسد و با آن ارتباط برقرار کند. وقتی به آلمان آمده ۱۰ ساله بوده و طبیعتا مانند هر مهاجر دیگری، چالش‌های خود را داشته است. با او درباره تجربه‌ تحصیل در مدرسه‌های برلین گفت‌وگو می‌کنم و این‌که آموزش در این کشور چه تفاوت‌هایی با ایران دارد.

در کشور جدید همه چیز عوض شد. وارد فرهنگ تازه‌ای شدی که زبانش را نمی‌دانستی و با دانش‌آموزان دیگری برخورد کردی. آیا یادگیری زبان آلمانی برایت راحت بود؟

سال اول به Wilkommensklasse رفتم. اوایل خیلی سخت بود. سر کلاس نمی‌فهمیدم دیگران چه می‌گویند، اما خوبی Wilkommensklasse این است که دانش‌آموزان دیگر هم زبانشان خوب نیست. با گذشت زمان توانستم با همان زبان شکسته‌بسته با همکلاسی‌هایم ارتباط برقرار کنم.

بعد که به مدرسه عادی رفتی طبیعتا با دانش‌آموزانی مقایسه می‌شدی که زبان مادری‌شان آلمانی است. چه احساسی داشتی؟

اول حس بدی داشتم. در کلاس زبانم خیلی خوب نبود، ساکت بودم و بیشتر گوش می‌کردم. یواش‌یواش به خودم گفتم که این وضعیت باید تغییر کند. ما الان این‌جا زندگی می‌کنیم و ایران دیگر تمام شده. از نظر ذهنی قبول کردم که باید روی آلمان تمرکز کنم. به همین خاطر گوش‌هایم را تیز می‌کردم تا بفهمم دیگران چه می‌گویند. همان‌ها را یاد می‌گرفتم و در حرف‌هایم تکرار می‌کردم. مدرسه را جدی گرفتم و شروع کردم به یاد گرفتن درس‌ها. هرچه می‌گذشت حس بهتری به من داد چون آدم وقتی نتیجه زحمتش را می‌بیند، دوست دارد باز هم تلاش کند. پس سرعت یادگیری‌ام هم بالاتر رفت.

برخورد معلم‌ها و هم‌کلاسی‌هایت در مدرسه چطور بود؟

در دوران Wilkommensklasse در مدرسه خیلی بدی بودم. دانش‌آموزان از کشورهای مختلفی آمده بودند و همه تازه‌وارد بودند. من تنها کسی بودم  که از جنگ فرار نکرده بودم بلکه به‌طور قانونی مهاجرت کرده بودیم. خودبه‌خود در فضایی قرار گرفتم که اذیت شدم. بعضی وقت‌ها هم دانش‌آموزان سال بالایی اذیتم می‌کردند. نمی‌توانستم ثابت کنم که مشکل از آن‌هاست برای همین به خاطر کارهایی که نکرده بودم تنبیه می‌شدم. روزهای سختی بود چون مدیر دربرابر من می‌ایستاد و مرا مقصر می‌دانست، اما من نمی‌توانستم از خودم دفاع کنم.

سال بعد که کلاس پنجم رفتم و مدرسه‌ام را عوض کردم، خیلی بهتر شد و تا سال ششم آن‌جا ماندم. معلم‌ها مرا درک می‌کردند و کمک زیادی دریافت می‌کردم. زمان که گذشت با همکلاسی‌هایم ارتباط گرفتم و یواش‌یواش همه چیز بهتر شد.

کِی توانستی دوست‌های صمیمی پیدا کنی؟

شخصیت من طوری است که با همه خوبم و دوست ندارم در کلاس برای خودم دشمن درست کنم. تقریبا با همه روابط خوبی داشتم، اما دوستی‌های عمیق‌تر از اواخر کلاس پنجم شکل گرفت چون زبانم خوب شده بود و می‌توانستم صحبت کنم. سال بعد هم با افراد بیشتری دوست شدم که تا هنوز با هم ارتباط داریم.

اگر بخواهی مدرسه‌های آلمان و ایران با هم مقایسه کنی، اولین تفاوتی که به چشمت آمد چه بود؟

چیزی که خیلی زود متوجه شدم، یونیفورم مدرسه بود. در ایران باید یونیفورم می‌پوشیدیم اما این‌جا می‌توانستم لباس‌های عادی بپوشم. از یونیفورم پوشیدن متنفر بودم مخصوصا در روزهای گرم.

یکی دیگر از تفاوت‌های مدرسه‌های ایران و آلمان این است که این‌جا دخترها و پسرها با هم هم‌کلاسی هستند. با توجه به این که تو تا کلاس سوم در ایران بودی، این تفاوت برای تو چگونه بود؟

فکر می‌کنم دختر و پسرها با هم درس بخوانند بهتر است. من الان کلاس هشتم هستم و در پنج سال تحصیلم در این‌جا متوجه شده‌ام که کلاس درس تصویری از جامعه به ما می‌دهد؛ یعنی همان آدم‌هایی را که در خیابان می‌بینی می‌توانی در مدرسه هم ببینی. دخترها و پسرها یاد می‌گیرند با یکدیگر چطور برخورد کنند و این ما را با دنیای بیرون از مدرسه آشنا می‌کند. به نظرم وقتی دختر‌ها و پسرها با هم برخورد نداشته باشند، هر یک برای دیگری تبدیل به رازی دست‌نیافتنی می‌شود و این سوال به وجود می‌آید که جنس مخالف چگونه است. اما وقتی همدیگر را بشناسند دیگر کسی برای دیگری ناشناخته نیست و بعدها در جامعه راحت‌تر می‌توانند با هم همکاری کنند.

یکی دیگر از تفاوت‌های ایران و آلمان تفاوت‌های فرهنگی است. برای تو که در ۹ سالگی مهاجرت کرده‌ای، چه چیزهایی در فرهنگ آلمان خوب یا بد بوده است؟

وقتی در ایران بودم فکر می‌کردم خارج چقدر می‌تواند جالب باشد. جشن‌ها، هدیه گرفتن در کریسمس، ماشین‌ها، رستوران‌ها و بقیه چیزها برایم تازه و زیبا بود. وقتی این‌جا آمدیم، وارد این فرهنگ شدم و سعی کردم چیزهای جدید یاد بگیرم. این‌جا را دوست داشتم واز ایران فاصله گرفتم. هرچه بیشتر گذشت توانستم تفاوت‌های کشورم و این‌جا را بهتر ببینم. بعد از چند سال دوباره بازگشتی به فرهنگ ایرانی داشتم؛ مثلا مدل مهمان‌نوازی، صحبت کردن و غذا پختن ایرانی‌ها برایم جالب‌تر از قبل شد. الان دوست دارم بیشتر به فرهنگ وطن خودم نزدیک‌ شوم. به نظرم فرهنگ ایرانی عمیق‌تر و جذاب‌تر و قدیمی‌تر است.

تو الان به دبیرستان (گیمنازیومی) با گرایش هنر می‌روی. درس خواندن در این‌جا چطور است؟ آیا بچه‌ها از سیستم مدرسه راضی هستند؟

سیستم مدرسه در آلمان شاید از جایی مانند ایران بهتر باشد، ولی به نظرم باز هم قدیمی است. چیزهایی را یاد می‌گیریم که شاید در آینده اصلا لازم نداشته باشیم. تا کلاس ششم ابتدایی درس‌ها راحت بودند. گاهی بی آن‌که درس بخوانم نمره‌های خوبی مانند ۱ و ۲ می‌گرفتم. اما در گیمنازیوم یکدفعه همه چیزی خیلی زیاد و سخت می‌شود و عقب می‌افتی. ممکن است در این شرایط افت تحصیلی داشته باشی. خود من ناگهان درسم ضعیف شد و ۴ و ۵ هم گرفتم. این برای من ترومای کوچکی بر جا گذاشت. برنامه‌ریزی درسی‌شان خیلی زیاد است جوری که بخشی از دانش‌آموزان افسرده شده‌اند. به نظرم این سیستم باید تغییر کند چون سیستم‌های بهتری در اروپا هست که می‌تون از آن‌ها یاد گرفت.

برای بچه‌هایی که در سنین پایین مهاجرت کرده‌اند چه حرفی داری؟

پس از مهاجرت ممکن است همه چیز سخت به نظر برسد. بچه‌ها ممکن است دلشان برای دوستان قدیمی تنگ شود، اما این دوران خیلی سریع‌تر از آن‌چه که فکر می‌کنند می‌گذرد. بچه‌ها با تلاش کمی می‌توانند وارد فرهنگ و جامعه آلمان شوند و بعد بقیه چیزها اتوماتیک پیش می‌رود. نگران سختی الان نباشید چون به زودی درست می‌شود.

Amal, Berlin!
Privacy Overview

This website uses cookies so that we can provide you with the best user experience possible. Cookie information is stored in your browser and performs functions such as recognising you when you return to our website and helping our team to understand which sections of the website you find most interesting and useful.