3. مارس 2021

وطن کجاست؟

زمانی که از ایران به آلمان مهاجرت کردم، ذهنم درگیر آن بود که چه زمانی دوباره به وطنم باز می‌گردم. مردم معمولا تعاریف متفاوتی از وطن دارند. اما به طور معمول اکثر آنان وطن را جایی می‌دانند که در آن متولد و یا بزرگ شده‌اند. برای من که 26 سال در ایران زندگی کردم، گاهی حس غریبی ایست که آلمان را به عنوان وطن دوم خود بپذیرم. «من همیشه اینجا یک مهمان هستم»، این جمله ایست که گاه و بی گاه از ذهنم خطور می کند.

اما همیشه این سوال در ذهنم بود، که اگر فقط در ایران متولد می‌شدم و در جایی دیگر بزرگ می‌شدم، حالا چه می شد!؟ آیا می‌توانستم دو وطن داشته باشم؟ آیا دیگر این حس غریب با من همراه نبود؟

به سراغ کسی رفتم که روایت زندگی او، جواب سوال من بود. کسی که تولد او حاصل از پیوستن دو فرهنگ است. رضا وفا، خبرنگار و گوینده رادیو برمن آلمان. او فقط شش سال داشت که به همراه مادر آلمانیش و پدر ایرانی خود، تهران را به مقصد آلمان ترک کرد و حالا هامبورگ را نیز به عنوان وطن دیگر خود می شناسد.

وطن کجاست؟

به عقیده “رضا وفا” وطن را نباید انتخاب کرد، بلکه باید خیلی ساده پذیرفت. او در مصاحبه با امل هامبورگ، در خصوص اینکه آیا او در دو جامعه ایران و آلمان به راحتی پذیرفته می‌شود گفت: «من زمانی که در بین ایرانی ها هستم، از دید آنها فردی آلمانی به شمار می‌آیم و بر عکس، هنگامی که در جمع آلمانی‌ها هستم، از فردی ایرانی از من نام برده می‌شود.» اما به گفته او: «این حس درونی من است که مهم و حکم‌فرماست.» به نظر رضا، وطن محدود به مرزهای جغرافیایی نیست و هرجایی می‌تواند وطن او باشد. او در این رابطه گفت: «من چندین وطن دارم؛ تهران، جایی که به دنیا آمده‌ام؛ هامبورگ، جایی که بزرگ شده‌ام.»

فرهنگ ایران و آلمان

رضا به دلیل این که مادری آلمانی دارد و همچنین در آلمان بزرگ شده‌است، فرهنگ‌های مختلف این کشور را به خوبی می‌شناسد و همچنین با وجود سال ها دوری از ایران، توانسته از پدر خود، آداب و رسوم ایران را نیز به خوبی فرا‌گیرد. او که سال‌ها پیش سوالات زیادی درخصوص تفاوت‌های فرهنگی داشت، سعی کرد با شرکت در سمینارهای مختلف با معنی اساسی فرهنگ آشنا و پاسخ سوالات خود را بیابد. رضا حالا در کنار حرفه خبرنگاری، مربی آشنایی با فرهنگ‌های بین‌المللی، بخصوص ایران و آلمان است. او در راستای درک هرچه بهتر فرهنگ ایران و آلمان، به کشورهای دیگر کمک می‌کند.

به گفته رضا، این یک شانس بزرگ برای او بوده‌ که بین دو فرهنگ و زبان مختلف بزرگ شده‌است. او در جواب این که فرهنگ کدام کشور را بیشتر دوست دارد گفت: «فرهنگ را باید لمس کرد.» وی در ادامه اظهار داشت: «هیچ وقت نمی‌توان فرهنگ‌های ملل مختلف را با یکدیگر مقایسه یا به عبارتی دیگر سبک و سنگین کرد؛ هر دو خوبی‌ها و گاه از نظر برخی، ناخوشایندی‌هایی دارند، که من بر اساس سلیقه خودم، گلچینی از هر دو را برای زندگی شخصی‌ام انتخاب کرده‌ام. برای مثال: وقت‌شناسی را از آلمان‌ها و شوخ طبعی را از ایرانی‌ها آموختم.»

تاثیر زبان بر شخصیت

به عقیده رضا، زبان می‌تواند تاثیر بسزایی در شخصیت فرد داشته باشد. او در این رابطه گفت: «زمانی که من آلمانی صحبت میکنم، در آن لحظه آلمانی فکر و عمل می‌کنم. اما زمانی که فارسی صحبت می‌کنم، همه چیز عوض می‌شود، چرا که تمام تصمیم‌گیری‌هایم بر اساس فرهنگ، رسم و رسومات ایرانی تغییر می‌کند.»

تبعیض و نژاد‌پرستی

در حال حاضر، در آلمان شمار مواردی که شهروندان به خاطر نژاد و تبارشان مورد تبعیض قرار گرفته‌اند، رو به افزایش است. رضا وفا در پاسخ به این سوال که آیا تا به حال مورد تبعیض نژادی قرار گرفته است، گفت: «اولین تجربه تلخ من به دوران مدرسه، زمانی که تنها چهارده سال داشتم بر‌‌‌می‌گردد. زمانی که معلم مدرسه، پس از توهین، من را به جرم این که از نظر او خارجی بودم، از کلاس اخراج کرد. این موارد برای من حتی تا زمان دانشجویی هم ادامه داشت، تا جایی که در آن دوران حتی به سختی می‌توانستم خانه پیدا کنم.» وی در ادامه اظهار داشت: «متاسفانه من خودم چندین نفر را می‌شناسم که به دلیل فرار از تبعیض نژادی، حتی اسم خود را هم تغییر داده‌اند.»

وی در ادامه گفت: «در دوران جوانی، بارها و بارها در پارتی‌ها، به دلیل این که نام من خارجی بود مورد تبعیض قرار‌گرفتم. حتی در برخی از موارد که می‌خواستم با کسی آشنا شوم، به مشکل بر‌می‌خوردم. آنها به من می‌گفتند که اسم تو رضا است، پس تو احتمالا از ما می‌خواهی که حجاب بر سر‌کنیم، ما نمی‌توانیم با تو آشنا و یا دوست شویم.» رضا معتقد است که خیلی‌ها از روی اسم، او را قضاوت می‌کنند. او همچنین در ادامه از تبعیض‌نژادی در‌برابر ملیت آلمانیش گفت: «متاسفانه من تبعیض و نژاد‌پرستی را نیز در برخی دیگر از کشورها هم تجربه کرده‌ام. بعنوان مثال: در هلند، دوستانم به من می‌گفتند که بهتر است خودم را در آنجا ایرانی معرفی کنم تا آلمانی.»

رضا وفا در پاسخ به این سوال که آیا تبعیض‌نژادی را در حوزه خبرنگاری نیز تجربه کرده‌است، گفت: «در اوایل کار خود، زمانی که تازه وارد این حرفه شدم، قرار شد در یک رادیو به عنوان گوینده آغاز به کار کنم، اما در همان روز اول، به من پیشنهاد شد که برای خودم یک اسم مستعار آلمانی انتخاب کنم، چرا که آنها از این امر هراسان بودند که شاید شنودگان خود را با ورود من از دست بدهند، که من بدون هیچ مکثی آن را نپذیرفتم.» او در ادامه گفت: «یک بار در رادیو، در حین برنامه زنده، ساعت را به اشتباه اعلام کردم، که این امر مورد نقد شدید یک شنوده قرار گرفت. او بلافاصله با رادیو تماس گرفت و گفت: اگر یک آلمانی به جای او گوینده بود، همچنین اشتباهی رخ نمی‌داد.» او همچنین تاکید کرد: «متاسفانه موارد گفته شده، فقط قطره ای در دریا بود.»

زبان مادری

رضا در آخر از علاقه خود به زبان فارسی گفت و اظهار داشت: «به شدت تحت تاثیر این زبان هستم و تمام تلاشم را می‌کنم که پسرم هم خواندن و نوشتن فارسی را از همین سنین کم فرا‌‌بگیرد.

حالا دیگر من هم مثل رضا وفا، چندین وطن دارم. ایران، جایی که به دنیا آمده‌ام؛ آلمان، جایی که زندگی می‌کنم.

نویسنده: علی حسن‌پور

Autor: Ali Hassanpour

Photo by: Reza Vafa

وبسایت رسمی رضا وفا

وبسایت رضا وفا، درخصوص آشنایی با فرهنگ‌های بین‌المللی