سپتامبر ۱۰, ۲۰۱۹

خوشبخت بودن یا نبودن؛ مسئله این است؟

اصولاً اینکه ما خواهان یک خانه بزرگ، یک ماشین خوب و یک شغل عالی هستیم، به این دلیل نیست که این چیزها ذاتاً ارزشمند هستند، بلکه ما انتظار داریم اینها برایمان خوشبختی بیاورند. در نگاهی دیگر باید بگوییم در طول ۵۰ سال گذشته ما انسان‌ها به بسیاری از خواسته‌های خود رسیده‌ایم؛ ثروتمندتر شده‌ایم، عمر طولانی‌تری داریم و به تکنولوژی بیشتری دسترسی داریم، توان مسافرت و مهاجرت با هدف زندگی بهتر، که شاید قبلاً تخیلی بیشتر نبود… ولی سئوال اینجاست که آیا همه این مزایا باعث شده بالاخره احساس خوشبختی کنیم؟

ما در جستجوی خوشبختی مهاجرت می‌کنیم

طبق آمارهای منتشر شده، کشورهای اروپایی در سال‌های اخیر بیشترین مقصد مهاجران بوده‌اند. در این مورد با شریف گفتگو می‌کنم. او یک مهاجر افغان است که به تازگی دکترای خود را در رشته مهندسی گرفته. از شریف می‌پرسم: “به نظرت چرا مهاجرت منجر به احساس رضایتمندی از زندگی می‌شود؟” او می‌گوید: “به‌نظرم مردم معمولاً برای این که سلامت روان خودشان را حفظ کنند و شرایط زندگی‌شان بهتر شود یا اوضاع اقتصادی بهتری داشته باشند، مهاجرت می‌کنند.” شریف ادامه می‌دهد: “انگیزه مهاجرت در مردم مختلف فرق می‌کند ولی به نظر من مهاجرت برای خیلی‌ها یک تلاش برای نجات زندگی‌شان هست. اینکه تو بتوانی خانواده و زندگی خودت را از وضع فلاکتبار و سخت بیرون بکشی، خودش دلیل بزرگی است که تا سال‌ها حالت خوب باشد.”

دانستن زبان، کلید موفقیت مهاجران

در سال ۲۰۱۳ محققان موسسه آلنسباخ به سفارش شرکت پست آلمان تحقیقی در مورد میزان رضایت از زندگی مردم انجام دادند. آنها دریافتند مهاجرانی که در آلمان زندگی می‌کنند و به زبان آلمانی تسلط دارند، بیشتر از میانگین افراد جامعه آلمان از شرایط زندگی خود در این کشور احساس رضایتمندی دارند.

علی یک دانشجوی ایرانی است که در سال آخر دندانپزشکی تحصیل می‌کند. او می‌گوید: “برای من زندگی در آلمان خیلی بهتر از زندگی در کشور خودم است؛ چون زندگی در اینجا با استانداردهای بالاتری در جریان است. با این حال دلتنگی برای میهن و خانواده مثل سنگی روی دوش آدم است که همیشه حس می‎‌شود و می‌تواند مرا غمگین کند.” علی ادامه می‎دهد: “برای داشتن حس خوشبختی باید تلاش کرد. نمی‌توانیم بشینیم و منتظر باشیم یکی از راه برسد و ما را خوشبخت کند.”

کریس جوان ۲۸ ساله‌ای است که در برلین او را دیدم. او فلسفه خوانده و در طول سال روزهای بسیاری را در سفر می‌گذراند. کریس می‌گوید: “برای من فقط به دست آوردن پول، شغل و اعتبار اجتماعی باعث شادی نمی‌شود؛ روزهایی که خواب کافی دارم، ورزش می‌کنم، موزیک گوش می‌دهم و در آرامش قهوه می‌نوشم، مدیتیشن می‌کنم، به دیگران کمک می‌کنم، به داشته‌های خودم در زندگی فکر می‌کنم و از خدا به خاطرشان تشکر می‌کنم، آن روز احساس شادی و خوشبختی می‌کنم.” کریس می‌گوید: “ما باید انتخاب کنیم که مثبت نگاه کنیم، خوشبتی امری اختیاری است.”

آیا مهاجرت کلید خوشبختی است؟

طبق تحقیقات سازمان جهانی گلوب، امروزه متوسط احساسات منفی در جهان افزایش پیدا کرده است و احساساتی مانند خشم، نگرانی، غم و نا امیدی به طور چشمگیری در بین مردم دیده می‌شود. آمارها نشان می‌دهند که میزان احساسات منفی در بین مردم افغانستان و ایران بیشتر از قبل شده؛ هرچند تاجیکستان در جدول میزان شادی رشد چشم‌گیری داشته است. افزایش احساسات منفی مردم در ایران و افغانستان می‌تواند یکی از دلایلی باشد که مردم این کشورها وطن خود را به قصد پیدا کردن زندگی بهتر ترک می‌کنند.

بنفشه مهاجر ایرانی ۳۲ ساله‌ای است که هم اکنون به عنوان مددکار به خانواده پناهجویان کمک می‌کند تا در جامعه آلمان ادغام شوند. بنفشه برایم از خانواده مهاجری صحبت می‌کند که به آلمان پناهنده شده‌اند. او می‌گوید: “این خانواده چهار نفره در کشور خودشان کمترین امکانات مناسب زندگی را نداشتند. اینجا دولت آلمان بهشان خانه داده، بیمه شدند و حقوق می‌گیرند و لوازم مناسبی برای زندگی دارند. همسر خانواده به کلاس زبان می‌رود و بچه‌هایشان در مدرسه رایگان درس می‌خوانند؛ ولی در کمال تعجب آنها به جای اینکه که راضی باشند، هنوز ناشکری می‌کنند و هر روز غر می‌زنند.” بنفشه می‌گوید: “یک بار زن خانواده از من خواست که برایش درخواست خرید تردمیل بدهم. به او گفتم تو که می‌گفتی در کشور خودت نمی‌توانستی آزادانه در خیابان پیاده‌روی کنی، پس چرا در آلمان از امنیتی که داری برای ورزش استفاده نمی‌کنی؟ جواب داد: آلمانی‌ها به خاطر فجایعی که اجدادشان در جنگ جهانی انجام دادند، به همه دنیا بدهکارند؛ پس چرا وقتی که دارند بدهی‌شان را با پذیرش ما پناهنده‌ها سبک می‌کنند، ما باید به حداقل امکانات زندگی در این جا قناعت کنیم؟”

اما، خوشبختی در همین لحظه است

مفاهیمی که با آن می‌شود خوشبختی را اندازه گرفت خیلی پیچیده است. اما اخیراً دانشمندان تحقیقات مهمی را در زمینه عوامل موثر بر شادی انجام دادند. آنها تلاش کردند روند کاهش و افزایش خوشحالی افراد را در طول روز در نظر بگیرند تا متوجه شوند کارهایی که در طول روز انجام می‌دهیم چه تغییری بر احساس شادی ما می‌گذارند.

یکی از مواردی که در تحقیقات به آن رسیدند تاثیر حواس‌پرتی و خیال‌پردازی بر احساس شادی افراد در لحظه انجام کارهایشان بود. انسان‌ها خود این قدرت خارق‌العاده را دارند که ذهنشان را از زمان حال دور کنند. یک فرد در حالی که فیلم تماشا می‌کند، می‌تواند همزمان به سفر ماه گذشته‌اش فکر کند و همزمان به این فکر کند که شام چه بخورد و شاید همزمان نگران دیر رسیدن همسرش به خانه باشد.

دانشمندان دریافتند مردم در هنگام خیال‌پردازی از خوشحالی کمتری برخوردارند و این احساس ربطی به کاری که در حال انجام شده هستند ندارد. دلیل اصلی آن شاید این باشد که وقتی فکر ما به جای دیگری پرت می‌شود معمولاً به چیزهای ناخوشایند فکر می‌کنیم و با این کار خیلی ناراحت‌تر می‌شویم. حتی وقتی به چیزی به نظر خوشایند فکر می‌کنیم در واقع کمی خوشحال‌تر از زمانی هستیم که فکرمان را متمرکز به کاری باشد که در لحظه انجام می‌دهیم.

دانشمندان دریافتند ارتباط محکمی با این خیال‌پردازی در حال حاضر و ایجاد ناراحتی پس از مدت کوتاهی وجود دارد. مردم به طور میانگین حدود ۴۷ درصد زمان خود را درباره چیزی به غیر از آنچه در حال انجامش هستند فکر می‌کنند. بر اساس تحقیقاتی که در مورد بیست و دو فعالیت اصلی زندگی انسان‌ها انجام شده، بیشترین میزان خیال‌پردازی مردم زمانی است که دوش می‌گیرند و مسواک می‌زنند. ۶۵ درصد از ما در آن لحظات خیال‌پردازی می‌کنیم و این آمار زمانی که کار می‌کنیم به ۵۰ درصد می‌رسد و در هنگام ورزش ۴۰ درصد از مردم خیال‌پردازی می‌کنند. بر این اساس این تحقیقات تنها ۱۰ درصد از مردم، هنگام سکس کردن خیال‌پردازی می‌کنند. شاید به این دلیل زمان سکس خوشایندترین زمان زندگی بشر است. چرا که ذهن به طور کامل در لحظه حضور دارد.

همچنین زمان عبادت، مدیتیشن، خلق اثر هنری و نواختن موزیک، ذهن ما در زمان حال متمرکز می‌شود و به سادگی می‌تواند باعث شود حس خوشبختی بیشتری تجربه کنیم.
*

 متن: Aora Helmzadeh

Photo by Nathan Dumlao on Unsplash