فرهنگ

جشن بین‌فرهنگی: نمونه‌ای خوب ادغام و همزیستی

جمعه ۱۸ می ۲۰۱۸

جشن بینفرهنگی شهر (Interkulturelles Stadtpicknick)، جشنی که از چهار سال بدینسو در یکی از شهرهای کوچک شرقی آلمان به نام فورست لوزیتس (Forst Lausitz) برگزار میشود. این جشن فرصت خوبی است تا پناهجویان و ساکنان این شهر بیشتر با هم آشنا شوند و روند ادغام بیشتر صورت گیرد. این جشن روز سه شنبه ۱۵ ماه می (May) میزبان ساکنان این شهر بود. در این شهر نزدیک به ۹۰۰ پناهجو زندگی میکنند.

شهر کوچک ۱۸ هزار جمعیتی فورست، با داشتن ۶۳ ملیت از کشورهای مختلف دنیا، جایست که میتوان نمونه خوبی همزیستی را در آن مشاهده کرد. برخی از ساکنان این شهر، در روز جشن به زبان مادری‌ شان از دیگران استقبال و پذیرایی می‌کردند. شرکت‌کنندگان به زبان‌های آلمانی، فارسی/دری، پشتو و عربی حرف می‌زدند. از مقامات رسمی گرفته تا بزرگسالان، زنان و کودکان در این جشن شرکت کرده بودند.

فورست در ۲۵ کیلومتری شهر کوتبوس (Cottbus) ایالت براندنبورگ، در شرق آلمان موقعیت دارد. کوتبوس یکی از شهرهای براندنبورگ است که شهردارش چندی قبل اعلام کرد، دیگر حاضر به پذیرش پناهجوی جدید نیست. این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که در ماه جنوری (Januar) سال روان در چند مورد جداگانه، دعوا و درگیری‌های میان ساکنان محلی و پناهجویان کوتبوس صورت گرفت. در پی تنشهای خشونتآمیز دهها تن از ساکنان این شهر با راهاندازی چندین تظاهرات، احساس ناامن بودن شان را ابراز کردند. اما اینجا در فورست، نه تنها حس ناامنی در بین ساکنان این شهر دیده نمیشود، بلکه آنها دوست دارند آشنایی بیشتری با پناهجویان حاصل کنند و در موارد مختلف حاضر به کمک باشند.

میزبانی داوطلبانه

مارلیس مویی Marlies Möye زنی است که۷۰ سال عمر دارد. او با حوصلهمندی تمام مشغول توزیع شیرینی، برای بازدیدکنندگان این جشن است. او دوست دارد با استفاده از این فرصت با ملیتهای بیشتری از کشورهای دیگر آشنا شود. او می‌گوید: «برای من این جشن خیلی جذاب است. وقتی جوانها و افراد مُسن را با فرهنگ و زبان دیگر اینجا میبینم. خیلی خوشحال می‌شوم. آرزو میکنم، پروژه مشترکی برای ساکنان شهرما و پناهجویان راهاندازی شود تا با هم یکجا کار کنیم و بیشتر از این با هم نزدیک شویممارلیس به گونه دواطلب مسوولیت توزیع شیرینی را بدوش گرفته است. در کنار شیرینیهای خوشمزه و نوشیدنیهای رنگین، موسیقی، وسایل بازی و تفریح برای کودکان، آسمان آبی و روز آفتابی، شادی و هیجان بیشتری به این جشن بخشیده است.

برای سهمگیری در این جشن از چند ماه قبل، مهمانان از جا‌های مختلف دعوت شده بودند. کتلین هوبریش Kathleen Hubrich یکتن از کارمندان اجتماعی محلی فورست میگوید که بیشتر از ده ارگان مانند: (Evangelische Stadt Kirchengemeinde Forst) و شبکههای پناهجویان برای راهاندازی این جشن سهم داشتند. او افزود: «ما از همه دعوت کردیم که برای نشستن روی چمن سبز زیر چتر‌های رنگین با زیر انداز و سبدهای پیکنیک (میله) خود بیایند. این بدین معناست که آنها همچنین میتوانند فعالیت و تواناییهایشان را در هر بخش مانند: ورزش، نقاشی و صنایعدستی به نمایش بگذارند

موسیقی و ترانه

دانشآموزان مدرسه ابتدایی با اجرای ترانههای شیرین و رقص و آواز توجه همه را به خود جلب کردند. افراد مُسن هنگام رقصیدن، کودکان پناهجو را همرایی میکردند. شاید به دلیل اینکه هنوز ساز و آوای موسیقی غربی برای این کودکان جا نیافتاده است. در این میان دلال دختر جوانی سوری، ترانهای سرود که برخی با شنیدنش اشک ریخت. دلال ۱۹ سال دارد و با خانوادهاش از جنگ سوریه فرار کرده و به آلمان پناه آورده است. عبارت «کشور من زیباستیک بخش از ترانه‌ای بود که او می‌خواند. دلال سال قبل از شهر فورست با خانوادهاش به کوتبوس نقل و مکان کرد. دوستان آلمانی دلال، او را برای شرکت در این جشن از کوتبوس دعوت کرده بودند. کمبود کورسهای آموزشی زبان آلمانی و نبود کار، یکی از دلایلی است که اکثر پناهجویان مثل خانواده دلال، مجبور به ترک شهر فورست میشوند.

داشتن حس تعلق

هارالد التکروگر لندرت Harald Altekrüger Landrat از لندکرایس شپری نایسه Landkreis Spree- Neiße که در این جشن شرکت کرده بود، گفت این خوب است که با برگزاری چنین جشنها، برای ساکنان جدید شهر فورست نشان دهیم که همه شما به این شهر تعلق دارید و اینجا خانهای مشترک همهای ماست. من از همکاری همه برگزارکنندگان این جشن باشکوه ممنونم

گوشهای دیگر متفاوت این جشن بیانگر ارزشی بود که مشخص میکرد چه تعداد از شرکتکنندگان این جشن، متعلق به کدام ملیت هستند. نقشه جهان به روی دیوار کلیسا نصب شده بود. هر بازدید کننده با علامتگذاری روی آن، کشور مبدا خویش را نشان میداد. هر پناهجو به دنبال پیدا کردن اسم سرزمین خویش بود. اگر پناهجویان سرزمین شان را به میل خودشان ترک کرده‌اند ، اگر در آنجا مورد خشونت و تبعیض قرار گرفته‌اند و یا از زادگاه‌شان به دلایل گوناگون سیاسی، عقیدتی و مذهبی مجبور به فرار شده‌اند، اما روی نقشه، با نگاه پر از عشق و هیجان دنبال اسمش هستند تا تعلق و رابطه‌شان را با آن بیان کنند.

زهرا مشهدی بیش از پنج سال است که در شهر فورست زندگی میکند، او میگوید که وقتی اسم کشورم افغانستان را در میان بیش از ۶۰ ملیت که در فورست زندگی میکردند پیدا کردم، حس عجیبی داشتم. او افزود: «خوشحال استم که اینجا به ما به عنوان یک شهروند نگاه میکنند و ما این حق را داریم که سرزمین ما را به معرفی بگیریم. از برگزارکنندگان این جشن سپاس‌گزارم. یک بعد از ظهر عالی بود. دور هم غذا خوردیم و گفتیم و خندیدیم

متن: نسترن نورس

Photo: Nastaran Nawras